چرا گرافیست ها در تبلیغات سردرگم می شوند؟ ( مقاله )

اکثر دانشجویانی که از رشته گرافیک فارغ التحصیل می شوند در بدو ورود به دنیای واقعی کار با حجم انبوهی از بایدهایی روبرو می شوند که تا دیروز در کتابها و کلاسهایشان نباید بود ، چرا ؟ سوال خوبیست ؟ آیا واقعیت دارد؟
سوال جالب دیگر اینجاست ، چرا کارهای همین دانشجویان فارغ التحصیل که تا دیروز با سیلی از تعریف و تمجید از طرف اساتید و همکلاسی هایشان روبرو می شد در حال حاضر با مخالفت محیط کار برخورد کرده است ؟
کمی مسئله را حلاجی می کنیم!
مدیر عامل موسسه یا شخصی که مسئول روابط عمومی و تبلیغات آن موسسه است وارد آتلیه طراحی می شود ( آتلیه طراحی شامل چند گرافیست است که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند ) سفارش طراحی یک بیلبورد تبلیغاتی را با یک برگه حاوی متن تبلیغات به آنها می دهدو اصرار دارد که عصر همان روز یا نهایتا صبح فردای آن روز طرح آماده شود
گرافیست ها مشغول طراحی می شوند و تمام تلاششان را می کنند که بهترین طرح را برای موسسه مذکور آماده کنند ، بطور مثال 5 طرح مختلف برای فردا آماده می شود که گرافیست ها قبل از ارائه به مشتری نظر دوستان و احتمالا اساتید خود را درباره آنها جویا شده اندو همه طرح ها را تائید کرده اند ، به نظر می رسد همه چیز تمام شده است ولی صبح آنروز مشتری می آید و فقط با چند دید گذرا طرح ها را رد می کند و ناراحت می شود مثلا چرا سایز فونت ها ریز است ، من این رنگ را دوست ندارم و...
علت زیاد پیچیده نیست! حلقه گم شده این ماجرا استراتژی طراحی است.
حال سوال اینجاست این استراتژی چیست ؟
ادامه مطلب را حتما مطالعه فرماييد
ادامه مطلب











